مشق خبر – آیت الله سروش محلاتی در مراسم نهمین سالگرد رحلت آیت الله هاشمی رفسنجانی گفت: هاشمی، نخستین مدافع سازگاری دین و توسعه در جمهوری اسلامی بود. او در حد توان علیه مخالفت ها و کارشکنی ها در برابر توسعه حرکت کرد.
به گزارش مشق خبر ؛ آیت الله سروش محلاتی در مراسم نهمین سالگرد رحلت آیت الله هاشمی رفسنجانی گفت: هاشمی، نخستین مدافع سازگاری دین وتوسعه در جمهوری اسلامی بود.
در چالش میان مدرنیته و دین یا به تعبیری توسعه و دین چهار دیدگاه وجود دارد:
نخست:
رویکردی سنتی که معتقد به ناسازگاری دین با توسعه بود و به حذف توسعه برای حفظ دین حکم می داد، این رویکرد در ابتدای ورود مظاهر تمدن جدید به ایران در دوران قاجاریه و پهلوی قابل مشاهده است، از نفی دوش حمام و قاشق و بلندگو تا دبدگاههای اخیر در نفی مطلق توسعه
رویکرد دوم که به تعامل دین و توسعه معتقد بود و چون توسعه و مدرنیته را گریز ناپذبر می دانست به کاستن برخی وجود دین که با توسعه ناسازگار بود حکم می داد، این رویکرد بین روشنفکران و تفسیرهای متاثر از غرب محوری در خوانش اسلام دیده می شود
رویکرد سوم به تعامل توسعه ودین تمایل داشت اما وجوهی از توسعه را که با خوانش خود از اسلام تضاد دارد، حذف می کند، این رویکرد به مدل توسعه تولید خود پرداخت و حتی عنوان توسعه را با پیشرفت جایگزین کرد و در دیدگاهها و سخنان آیت الله خامنه ای دیده می شود.
رویکرد چهارم، اساسا به تضادی میان روح توسعه بعنوان دستاوردهای جدید انسان با قرائت صحیح از اسلام اعتقاد ندارد و بر این نکته تاکید دارد که دستاوردهای انسان، مغابرتی با اهداف اسلام ندارد، ایت الله هاشمی رفسنجانی را می توان از مهمترین مطرح کنندگان این رویکرد دانست، که مخالفت با دستاوردها و پدیده های علمی و فناوری های جدید را نه تنها مخالف اسلام نمی دانست بلکه آنها را مبارک می دانست که می تواند در خدمت سعادت انسان و اسلام قرار گیرد.
حمایت از دسترسی آزاد به اطلاعات از طریق ویدئو و اینترنت و ماهواره و سایر فناوری از نتایج این رویکرد است.
این رویکرد در سه سطح ابزارها، نهادها و ارزشها قابل بررسی است که در هر سه سطح مرحوم هاشمی بنیانگذار یک جریان فکری و عملی است که در حد توان علیه مخالفت ها و کارشکنی ها در برابر توسعه حرکت کرد.
نقد هاشمی در سرای هاشمی
عباس آخوندی در مراسم بزرگداشت مرحوم هاشمی فسنجانی در منزل ایشان در قم که به سرای فرهنگ و قران تبدیل شده است در نقد اندیشه آیت الله هاشمی رفسنجانی پرداخت و گفت: در نقد مرحوم هاشمی می توان اولین تعارض با دولت مدرن را در حایگزینی مصلحت بجای قانون دید.
ایشان به عقلانیت ابزاری و عملگرایی در درون یکحکومت دایدئولژیک اعتقاد داشت که امروزه می بینیم، این نگاه پس از ایشان شکست خورده است.
توسعه اقتصادی را مقدم بر توسعه سیاسی می دانست، مساله کلیدی ایشان رفع فقر بود.
ایشان به رویکرد هویتمحور و ایدئولوژی سازی در سیاست خارجی اعتقاد نداشت و راهبرد اصلیش حفظ منافع ملی بود.
در دولت مدرن، مبنا سرزمین و ملت است و در دولت ایدئولژیک، سرزمین بی معنی است چه در مارکسیستها و چه برای داعش، سرزمین اصالت ندارد، ولی، برای هاشمی سرزمین اولویت داشت اما بهنظر میرسد که در حوزه های علمیه سرزمین مطمم نظر باشد..
البته آقای هاشمی به اراده ملت توجه کافی نداشت بیشتر بر مفهوم «دولت کارآمد و قدرتمند» متمرکز بود و ایران شهروندی خیلی برای ایشان مساله نبود، البته مخالفش هم نبود.
ایشان ایران را ابزار بقا می داند نه سوژه حاکمیت، ملت را پشتوانه دولت می داند و نه تشکیلدهندهی آن و خودش را مدیر بحران.
تفاوتهای سه مفهوم کلیدی مصلحت، خیر عمومی و منافع ملی را برای فهم در اندیشه هاشمی باید تبیین کنیم.
مصلحت، یک مفهوم سیال و سلیقه ای است که بستکی به تشخیص افراد دارد.
مشکل مصلحت این است که قانون را معلق می کند، چون مصلحت موقت است، پس نمی توان از مصلحت نهاد استخراج کرد، چرا که مصلحت مانع شکل گیری قانون است.
خیر عمومی، ماهیتی همگرایانه دارد و قانون ابزار تحقق آن است، مانند رفاه، سواد یا سلامت، که برای رسیدن به آن قانون تصویب می شود، خیر عمومی هنجاری و فرادولتی و بلند مدت است.
منافع ملی، در برابر قوای خارجی مطرح است و هدفش حفظ تمامیت ارضی و ثبات یککشور است.
در تفکر مرحوم هاشمی، مصلحت بالاتر از قانون است، البته ایشان با نیت خیر این کار را کرد اما بعد از ایشان چه شد؟ الان مجمع تشخیص مصلحت با خیر عمومی چه نسبتی دارد؟ ایشان تا مصلحت برای عبور از انسداد ایدئولوژیک جلو رفت ولی باید تا قانون جلو می رفت، امروز مجلس و شورای نگهبان قانونی را تصویب می کند اما مجمع تشخیص مصلحت آن را متوقف می کند.
اکنون مصلحت جای منافع ملی نشسته، نظام جای ملت و اطاعت بجای الزام قرار گرفته است.
نقد دیگر به مرحوم هاشمی، قرار دادن عمران بجای توسعه بود. در رویکرد عمرانمحور، فعالیتهای فیزیکی محور هستند و در جامعه نهادسازی صورت نمی گیرد.
توسعه مجموع عمران، نهادسازی، توسعهی انسانی و جامعه مدنی و حاکمیت قانون مطرح است، و شاخص هایش پایداری نهادها چون حقوق مالکیت است.
در تاریخ در برابر پادشاهان، شرع ضامن حقوق مالکیت بود اما مصادره ها در انقلاب حقوق مالکیت را نقض کرد، حقوق ملت در فروش تراکم و اراضی منابع طبیعی و آسمان و زمین نقض می شود اما حوزه اعتراض نمی کند.
انتقاد دیگر به اندیشه هاشمی این است که به مهار قدرت کم توجه است.
نکته آخر: هاشمی یک پل ناتمام بین دولت ایدئولژیک و دولت مدرن بود و به توسعه از بالا اعتقاد داشت، هاشمی به آستانه توسعه رسید اما از آن عبور نکرد.
مشق خبر 


