“نکته های روانشناسی” …آهسته آهسته یاد می گیرم …

مشق خبر – نکته های روانشناسی – تهیه و تدوین : ” سیده الهه نورحسینی “ : امروزه در جامعه بحران زده ایران که افکار عمومی آن درگیر آثار بسیاری از این بحرانها و معضلات اجتماعی و فرهنگی است و برای خروج از آن دنبال راحل های اساسی و کاربری می گردد ، توجه به روانشناسی و روانکاوی و آموزش نحوه مواجهه با این بحرانها برای ایجاد آرامش و آسایش در مسیر زندگی اجتماعی امری ضروری و انکار ناپذیر است . امید واریم با طرح برخی از نکات کاربردی روانشناسی و روانکاوی با استعانت از اساتید بنام این رشته راهی را بسوی نور و خروج ار تاریکی و یاس و ناامیدی برداریم و امید را در تاروپود جسم و جان و روح و روان مردم ، خصوصا جوانان امروز زنده نگه داریم .

این جانب بدلیل علاقه به این رشته و پژوهش اندک در این باره ، بنا دارم تا هر چند وقت یکبار به اقتضای حال مطالبی را به عنوان نکات کاربردی روانشناسی به نظرگاه خوانندگان گرامی ارائه نمایم تا هم خود و هم خوانندگان محترم بهره لازم را از آن ببریم . ” در اولین اقدام مطالب زیر را با اقتباس از برخی منابع ارائه می نمایم :

” …آهسته آهسته یاد می گیرم که مجبور نیستم به چیزی که آزارم می دهد واکنش نشان دهم.
کم کم یاد می‌گیرم که واکنش نشان دادن به هر اتفاق بدی که برایم اتفاق می‌افتد، من را تخلیه می‌کند و مانع از دیدن چیزهای خوب دیگر در زندگی می‌شود.
کم کم دارم یاد می‌گیرم که قرار نیست راحت‌تر از همه باشم و نمی‌توانم کاری کنم که همه آن‌طور که می‌خواهم با من رفتار کنند و این موضوع مهمی نیست.
آهسته آهسته یاد می گیرم که تلاش برای “کنترل دیگران” فقط اتلاف وقت و انرژی است و فقط من را پر از پوچی می کند.
آهسته آهسته یاد می‌گیرم که واکنش نشان ندادن به این معنی نیست که با چیزها موافقم، بلکه فقط به این معنی است که بالاتر از آن را انتخاب می‌کنم.
من انتخاب می کنم که درس را بیاموزم، آن به من خدمت کرد و از آن درس می گیرم. من انتخاب می‌کنم که آدم بزرگ‌تری باشم. آرامش ذهنم را انتخاب می‌کنم زیرا این همان چیزی است که واقعاً به آن نیاز دارم.
من نیازی به مردم ندارم که به من این احساس را بدهند که به اندازه کافی آدم خوبی نیستم
من نیازی به دعوا، مشاجره و ارتباطات دروغین ندارم. آهسته آهسته یاد می گیرم که گاهی هیچ گفتن همه چیز را می گوید.
کم کم یاد می‌گیرم که واکنش نشان دادن به چیزهایی که آزارم می‌دهند، به کسی قدرت می‌دهد که بر من و احساساتم تأثیر بگذارد.
من نمی توانم کاری را که دیگران انجام می دهند کنترل کنم، اما می توانم انتخاب کنم که چگونه واکنش نشان دهم، چگونه با آن رفتار کنم، چگونه آن را درک کنم، و چه مقدار از آن را شخصاً در نظر بگیرم.
یاد می‌گیرم که همه این ناامیدی‌ها به من یاد می‌دهند که خودم را دوست داشته باشم و به عنوان یک سپر عمل می‌کند.
گاهی بهتر است همه چیز را رها کنیم، مردم را رها کنیم، برای بسته شدن نجنگیم، توضیح نخواهی، دنبال پاسخ نرویم، و انتظار نداشته باشیم که مردم بفهمند از کجا می بینید.
آهسته آهسته یاد می‌گیرم که زندگی زمانی بهتر است که روی آنچه در اطرافت می‌گذرد تمرکز نکنی و در عوض روی آنچه در درونت می‌گذرد تمرکز کنی… “

یک دیدگاه بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

7 + 5 =