مشق خبر – رحمان غریبی از علمای اهل سنت استان کردستان به خبرنگار جماران گفت: دغدغههایی که مردم استان کردستان دارند، بیشتر بیکفایتی مسئولان استان در دورههای گذشته و دوره کنونی است. متأسفانه مخصوصاً دولت آقای رئیسی نتوانست به وعدههایی که داد، عمل کند و از لحاظ اجرایی نتوانست فرمانداران یا مدیران کل مردمی نصب کند تا در خدمت مردم بوده و یا حتی بومی استان باشند. این باعث خلأیی شد که معتمدین استان کردستان و کسانی که دلسوز نظام هستند از نظام مقداری دوری کنند.
یکی از علمای اهل سنت کردستان: دولت رئیسی نتوانست به وعدههایی که داد، عمل کند/ در بحث معیشت و اقتصاد به کردستان توجه خاصی نشده/ مردم می پرسند چرا یک وزیر یا استاندار اهل سنت بعد از چهار دهه از انقلاب نداریم؟
در سالی که گذشت استان کردستان به دلیل واقعه شدن محل تولد مرحوم مهسا امینی در این استان، یکی از مراکز اصلی اعتراضات بود. تجمعات و درگیری های زیادی در ماههای اخیر در شهرهای کردستان رخ داد که باعث رقم خوردن اتفاقاتی دلخراش و جان باختن شماری از هموطنان مان شد. به ویژه آنکه گروهک های ضدانقلاب و معاند نیز برای سوءاستفاده از این فضای اعتراضی و جهت دادن به آنها در راستای مقاصد خود، تلاش وافری کردند.
در همین راستا با یکی از علمای اهل سنت این استان گفت و گو یی شده است که مشروح آن در پی می آید:
ضمن معرفی خودتان، درباره دغدغه ها محرومیت های مهم استان کردستان بگویید.
بنده رحمان غریبی متولد ۱۳۵۷ هستم. دکترای فقه امام شافعی دارم و دانشجوی دکترای تقریب مذاهب میباشم. همچنین دارای چهار لیسانس و چهار فوق لیسانس هستم. چندین سال سابقه تدریس دارم و عضو نظام مهندسی هم هستم. طلبۀ سطح سه حوزه اهل سنت بوده و ۱۴ جلد کتاب تألیف کردم که بیشتر آنها درباره تقریب مذاهب اسلامی است، برخی ترجمه و برخی تألیفی است. در هر سال چند مقاله علمی پژوهشی دارم و در جراید قلم میزنم.
استان کردستان محروم نیست، بیشتر واژۀ خوب «کمبرخوردار» را درباره این استان استفاده میکنند. شکر خدا بعد از انقلاب محرومیتها کم شده و به صفر رسیده است. مثالی که در کلاسهای درس میگویم این است که گچساران مرکز گاز ایران است، اما گاز ندارد ولی دورترین نقطه استان کردستان گازکشی شده است.
دغدغههایی که مردم استان کردستان دارند، بیشتر بیکفایتی مسئولان استان در دورههای گذشته و دوره کنونی است. متأسفانه مخصوصاً دولت آقای رئیسی نتوانست به وعدههایی که داد، عمل کند و از لحاظ اجرایی نتوانست فرمانداران یا مدیران کل مردمی نصب کند تا در خدمت مردم بوده و یا حتی بومی استان باشند. این باعث خلأی شد که معتمدین استان کردستان و کسانی که دلسوز نظام هستند از نظام مقداری دوری کنند.
در بحث معیشت و اقتصاد قبل و بعد از انقلاب به کردستان توجه خاصی نشده
دغدغههای مردم کردستان بحث محرومیت نیست، عرض کردم شکر خدا استان بعد از انقلاب نسبت به استانهای همجوار به سطح تقریباً نسبی خوبی رسیده است و در مقایسه با استانهای کشور جلو هستیم.
متأسفانه در بحث معیشت و اقتصاد قبل و بعد از انقلاب به کردستان توجه خاصی نشده، لذا نقایصی از نظر اقتصادی پیش آمده است. لذا بازخورد این نقایص در معیشت روزانه مردم آئینهوار منعکس شده است، یعنی مردم در خرج روزانه خودشان هم گیر کردهاند و این امر میطلبد تا مسئولان فکر خوبی در حوزه کار و اقتصاد برای این امر داشته باشند؛ مثلاً کارخانه تأسیس کنند و به نوعی به فکر حل مشکلات مردم باشند. بحث کولبری از غدغههایی استان است که مورد هجمه دشمنان قرار گرفته و اگر روزی کولبری در مرز کشته شود، این موضوع را در کرنا و سرنا و بوق میکنند و بهانهای دست دشمنان نظام میافتد، بنابراین خیلی مهم است که این مشکل حل شود.
همچنین در بحث اقتصادی، بیکاری مردم به ویژه بیکاری جوانان مردم کردستان است که شاید جزء آخرین استانها از نظر بیکاری برای جوانان باشد.
بحث فضای مجازی و رسانهها از دیگر دغدغهها است. با توجه به سابقه ای که ضد انقلاب در استان داشته و نیز مرزی بودن استان، بسیاری از شبکههای معاند فعال هستند. بر اساس آمار رسمی از صدا و سیمای کردستان، ۵۲ شبکۀ ماهوارهای به صورت مستقیم برای مردم کردستان به زبان کردی و فارسی برنامه پخش میکنند. تبلیغات سوء باعث ملتهب شدن جامعه استان کردستان میشود و نافرمانی مدنی به وجود میآید و دغدغهها را بیشتر کرده است.
از دیگر مشکلات، تبعیض در انتصابات در مسئولیتهای کلان و پایینتر استانی است. من از سال هفتاد و شش مسئول ستاد انتخاباتی آقایان ناطق نوری، توکلی، احمدینژاد، ولایتی و رئیسی بودهام. با توجه به تجربهای که دارم، مردم نسبت به گذشته بیدار شدهاند، اگر قدیم حرفی نمیزدند، چون رسانه کمتر بود ولی امروزه بیدار شدهاند. پارسال به روستاها که برای تبلیغات انتخاباتی میرفتم و در مسجد سخنرانی میکردم مردم میگفتند ما میخواهیم رأی بدهیم، اما چرا نتوانستهاید رئیس جمهور اهل سنت داشته باشید؟ من هم با چیدن صغری و کبری میگفتم که تفاهم و وفاق ملی در قانون اساسی است که رئیس جمهور باید از برادران تشیع باشد و فرقی ندارد، طرف مقابل قبول میکرد، ولی میگفت چرا یک وزیر یا استاندار اهل سنت بعد از چهار دهه از انقلاب نداریم؟ من هم نمیدانستم چه بگویم.
شخصی با کلاس پنجم و دیپلم مدیرکل شده است!
از وزیر و استاندار پایینتر را در نظر بگیرید، معاونت سیاسی نداریم و مدیرکلها نسبت به دوره گذشته اکثراً غیر بومی شدهاند. خوب نیست اسم ببرم اما شخصی با کلاس پنجم و دیپلم مدیرکل شده است! من ۳۱ سال سابقه دارم با رزومهای که عرض کردم تاکنون سه بار تیر خوردهام، سال ۱۳۸۰ در منطقه مرزی به مدت چهار ساعت حدود سه لیتر از من خون رفت. در سال ۱۳۸۲ اغتشاشاتی در کردستان شد، من مجروح و یک ماه بستری بودم.
امسال در اغتشاشات اخیر خانه من را در سنندج را در ۲۹ آبان ماه آتش زدند و ۱۵ میلیون تومان خسارت مادی به ما وارد شد. خانم من تقریباً روانی شده و شبها تا صبح چراغها را روشن میکنیم و خانمم پشت در همه چیز را میچیند. این جریان در شبکه کلمه منعکس شد و در اینستاگرام علیه من استوری گذاشتند.
با رزومهای که ارائه دادم، ۱۷۳۳ روستای کردستان را مثل کف دستم میشناسم، سی سال خدمت کردم، چهل سال طلبه بودهام، ۲۰ سال مسلح بودم، چندین سال بسیجی بودم و تا فرمانده گردان استان هم رفتهام، و در بخش امور مساجد استان کردستان وابسته به ارشاد اسلام شاغل هستم. دو ماه پیش مدیرکل، بنده خدایی را که به اندازه بیمه من سن داره با پارتی از یکی از شهرستانها آورد و مافوق و مسئول من گذاشت، بنده خدا نه سابقۀ کاری در این زمینه دارد و …
کجفهمی مسئولین در استان بیداد میکند
از نظر فرهنگی هم متأسفانه فضا تنگتر شده مخصوصا برای ماموستاهای ما
ایشان از اهل سنت هم نیست؟
نه، از اهل سنت نیست. نود و پنج درصد مساجد زیر نظر ما است و من در امور مساجد ۱۶ سال است که کار میکنم و تمام مساجد و روحانیون و ماموستاهای استان را میشناسم. میگویم کاش یک نفر را میآورند که حدأقل مسجدی بود، شیعه یا سنی فرق نمیکند اما آشنا به کار بود. برای بازدید کانونها میرویم، رویم نمیشود وی را با خودم ببرم، چون ماموستاها میگویند ایشان کیست و چگونه آمده است؟ بعضی اوقات به ما زنگ زدند و گفتند شما بیایید و میز و صندلی که برای روستاها فرستادند را ببرید، ما ایشان را نمیخواهیم. این را به چه کسی بگوییم؟ کسی به حرف گوش نمیدهد و در این زمینه گوش شنوایی نیست.
با این وضعیت مساجد ما به ده بیست سال پیش پسروی میکند، تا آن بنده خدا بیاید و به مسائل و اهداف سازمانی آشنا شود، ماموستاها و کار ما را بشناسد ده یا پانزده سال طول میکشد و آن همه پتانسیلی که داشتیم به هدر میرود. من خودم برای آقای رئیسی دو دوره کار کرده و مسئول ستاد وی بودم اما این دوره کجفهمی مسئولین در استان بیداد میکند. اینها از نظر سیاسی، اما از نظر فرهنگی هم متأسفانه فضا تنگتر شده مخصوصا برای ماموستاهای ما؛ بندگان خدا میخواهند مطلبی در راستای منویات رهبری مطلبی بنویسند و اثری منتشر کنند، فوراً وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی میگوید باید بر اساس فقه اهل سنت باشد. خودم کتابی درباره فقه شیعه کتابی نوشتم. ولی اینها قبول نکردند و گفتند اگر محتوای مطالب بر اساس فقه اهل سنت بود اجازه میدهیم.
مسئولان فرهنگی استان کردستان اکثرا از اهل سنت و از استان نیستند. این خیلی مهم است که باعث متواری شدن هنرمندان، جوانان و سایر دوستان عزیز شده است.
خوشبختانه با توجه به تقریب و پلتفرمهای دینی و مذهبی، آسیبهای اجتماعی در استان کردستان کمتر است. قطع به یقین اعتیاد، طلاق و سایر موارد، نسبت به سایر استانهای همسایه یا مرکزی کشور کمتر است. احیانا اگر طلاق در برخی شهرستانها زیاد باشد بیشتر به صورت غیر مستقیم به معضلات و مشکلات اقتصادی استان مربوط است و دلیل جدایی و طلاق زوجین مسئله معیشت است.
استان کردستان، استان شادی است و مشکلات ما کم است و اهالی آن فعال، توانا، خونگرم مهماننواز هستند و اینها از ظرفیتهای استان کردستان است.
شکر خدا از نظر آب و هوایی، کردستان از استانهای پربارش است. در چند شهر استان کردستان میانگین بارش در حد کشورهای اروپایی، ۹۰۰ میلیمتر است و میانگین استانی ۵۰۰ میلیمیتر است که این ظرفیت و پتانسیل خوبی برای کشاورزی است.
راهاندازی و افتتاح طرحهای عمرانی برخی اوقات بیست یا سی سال طول میکشد، در حالی که در استانهای دیگر دو یا سه سال زمان میبرد و این وعدههای عمرانی بیحاصل یا تأخیر در راهاندازی آن باعث ناامیدی و بیاعتمادی بین مردم و حکومت میشود و این به بحث مدیریتی استان ارتباط دارد.
آیا تجزیهطلبی نزد جامعه کردستان جایی دارد یا نه؟
نه، خوشبختانه کردها نه فقط در ایران بلکه در هر جای دنیا خودشان را منتسب به ایران میدانند و این یکی از ظرفیتها است. اگر احیانا حرف یا حدیثی باشد از طرف احزاب منحله و سایر گروهکهاست و میخواهند مردم را تحریک کنند و اگر آمار بگیریم هیچ وقت در بین کردها تجزیهطلبی نیست. شاید برخی تحریک کنند اما ذات مردم از نظر روحی و روانی خود را وابسته به ایران میدانند.
نظر مردم کردستان درباره نظام اسلامی چیست؟
خیلی عالی است و نظر مردم کردستان مثبت است. غیر از چند مورد ضعف اقتصادی یا مدیریتی متأسفانه در این دولت در این استان و استانهای دیگر که داشتیم و شاید کردستان کمتر هم باشد، همه مردم نظام را قبول دارند؛ دلائل خاصی هم دارد یکی از دلائل آن ۵۵۰۰ شهید کردستان در راه انقلاب است و این راه همچنان تداوم دارد، همین سه هفته پیش یکی از پسرخالههای من در اغتشاشات اخیر شهید شد. دو برادر بودند که اولی سال ۱۳۶۶ و دیگری آقای حسینی یوسفی سه هفته پیش شهید شد.
همچنین هجده هزار شهدای انصار را در کردستان داریم. به علاوه رنگینترین و متنوعترین شهدای کشور در استان کردستان است؛ از شهدای جنگ تحمیلی، شمیایی، خمپارهباران، موشکباران، شهدای قبل و بعد از انقلاب، شهدای مذهبی، شهدای سیاسی و .. داریم که این شهدا نمادی برای نظام است.
ما ماموستا داشتیم که گروهکها به وی گفته بودند که باید به امام بدگویی کنی و الا تو را میکشیم، که در نهایت وی را به دلیل اینکه علیه امام چیزی نگفت، شهید کردند. از این موارد زیاد داریم.
گروهکها مرحوم سید سلمان حسینی را در بین کتابهایش آتش زدند چون به جمهوری اسلامی ایران “نه” نگفت.
ماموستایی در شهر دیوانداره داشتیم که با مرگ طبیعی از دنیا رفت، اوائل جنگ گروهکها به وی گفته بودند که باید امام را سبّ کنی، اگر سبّ کنی آزادی، و الّا تو را داخل لاستیک تراکتور قرار داده و از کوه به پایین غلط میدهیم، اگر مُردی که هیچ و اگر زنده ماندی با تو کاری نداریم. ایشان قبول نکرده بود که امام را سبّ کند، لذا داخل لاستیک تراکتور قرار داده و از بالای کوه غلط دادند که خوشبختانه زنده ماند.
برای هر وجب خاک کردستان یک نفر شهید شده و برای هر وجب آن میتوان یک کتاب نوشت. همیشه به مسئولان فرهنگی گفتهام که کردستان از نظر نگارش خاطرات جنگ و دفاع مقدس بکر است، آثار کمی نوشته شده است و ظرفیتهای زیادی دارد.
اکثر سرداران کشور و شهیدان دفاع مقدس در کردستان حضور داشتند، برای این موضوع دهها فیلم میتوان ساخت که تاکنون از این امر بیبهره ماندهایم. پیشکسوتان دفاع مقدس کم کم از بین ما میروند و از این خزائن باید استفاده کرد.
در انتخابات همیشه ما جلودار بودیم؛ شاید برخی اوقات مردم کردستان سینوسی کم یا زیاد حضور داشتند اما همیشه پای کار بوده و مرزداران غیوری هستند.
مقام معظم رهبری توجه خاص و ویژهای به کردستان داشتند، چند بار به صورت رسمی به کردستان تشریف آوردند و برای مردم کردستان خاطرات خوبی از این سفرها باقی مانده است.
در این باره خاطره خوبی دارم. سال هشتاد طرح معرفت بود که به روستاها میرفتیم و تدریس میکردیم. اهالی یک روستا در مرز مریوان گفتند که ماموستای ما مقداری با نظام زاویه دارد. من دو یا سه بار خواستم با ایشان ملاقات و گفتگ و گو کنم که حضور نداشت. یک روز عصر، بعد از نماز عصر در خدمت ایشان بودم، گفت که «برخی اهالی درباره من شایعاتی درست میکنند، اما زمانی که من بچه بودم و مقام معظم رهبری سال ۶۰ به منطقه ما تشریف آوردند، از جلو خانه ما رد شدند و تشنه بودند، من یک کاسه آب خدمت ایشان دادم تا از آن آب بنوشند. این بهترین خاطره من از ایشان و بالاترین امتیاز برای من است». ایشان با حرص و ولع خاصی این خاطره را نقل میکرد.
عِرق مردم کردستان به مقام معظم رهبری و امام زیاد است و شاید بیشتر از سایر مردم استانهای دیگر باشد.
شکر خدا، تقید مذهبی مردم هم خیلی خوب است. مردم کردستان اهل سنت و شافعی مذهب هستند و مذهب شافعی هم از لحاظ فقهی نزدیکترین مذهب به فقه امامیه و تشیع است. شاید در ۵ درصد اختلاف داشته باشیم اما در ۹۵ درصد با تشیع تفاهم داریم. مادر خانم من و برادرزادهام شیعه هستند. من دو مادرخانم دارم که هر دو شیعه هستند، یکی از آنها اهل چرام و دیگری از بیجار است. از طرف دیگر ما عمهمان را به شاهین شهر اصفهان دادهایم . این اتحاد و وحدت را به صورت عملی نشان میدهد.
ارادت مردم کردستان به حضرت امام، همچنان باقی است؟
بله، من دو کتاب درباره حضرت امام نوشتهام. یکی از آنها به نام «امام خمینی(س) و تقریب مذاهب؛ تهدیدها و فرصتها» است که تابستان امسال مجوز نشر آن را گرفتم. دیگری به نام «انتخاب اصلح در کلام و پیام حضرت امام و مقام معظم رهبری» که درباره انتخابات میباشد و سال گذشته دو بار چاپ شده است.
حضرت امام در بین مردم استان به ویژه نزد نخبگان جایگاه خاصی دارد و امام همچنان محبوب است.
منبع سایت جماران



